تبليغاتX
شاعران در زمانه‌ی عسرت - نیست انگاری دینی

شاعران در زمانه‌ی عسرت

وب نوشته های سید عبدالجواد موسوی

 

در این ویرانه ی غربت سلام آشنایی نیست

سعادت را فراز بام ها اوج همائی نیست

بیابان بی کران ٬دریا وسیع و آسمان بی حد

برای آن که دلتنگ است اما هیچ جایی نیست

به نیمه راه در طوفانی از تردید جا ماندیم

دلیل راهمان گم شد و حتی رد پایی نیست

پس از یک عمر نالیدن ز جور چرخ دانستیم

که درد زندگانی را به جز مردن دوایی نیست

غریو خستگان در کوهسار درد می پیچد:

خدایی هست ؟پاسخ سرد می آید ...

*

گدای حضرت جان شو ٬رها از جامه و نان شو

که سلطانی دل را حاجت برگ و نوایی نیست

فدای آن که با ما گفت : کل من علیها فان

پباله در کش و بگذر که عالم را بقایی نیست

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 14:6  توسط سید عبدالجواد موسوی  |